محمد ربيع بن محمد ابراهيم

9

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )

نظم نقد روان خويش نثار تو ميكنيم * جانى كه هست در ره كار تو ميكنيم حباب‌آسا سر خويش در راه مطلب به اين مدعا گذاشت : نظم در بحر محيط غوطه خواهم خوردن * يا غرق شدن يا خبرى آوردن لهذا از روى اميدوارى و اخلاص جبلى و تشوّق ذاتى متوجه تقديم چنين خدمت پر مشقتى گرديده كه حسب الامكان بدايع وقايع و احوالات مناسب هر جا بدستيارى بيان و پايمردى خامهء توضيح توامان بر پيشگاه عرصه عرض بيان رساند ، به حمد اللّه كه شخص آرزو پيرايهء مطلب در بر كرده به حكم همايونش مفصلى بر مجمل حكايت ملخ و مور و اعرابى و آب شور نوشته آمد ، اميد كه اين گوهر گرانمايه اثر رشحات سحاب امر اشرف اعلى و مكنون صدف خاطر فاتر اين ذرهء احقر و برطبق عرض جلوه‌گر است چون به نظر آفتاب اثر رسد بر وفق استدعائى كه خرد را در اثناى تحرير اين مطلب بخاطر رسيد : لمؤلفه تو سليمان زمانى و من آن بيچاره مور * رد مكن اين تحفه را كاورده‌ام از راه دور از ساير تحف رجحان يافته بدرجهء قبول رسد و چون طى بحر اين حكايات كه به تنسم نسيم عنايات سبحانى ، و به امداد سفينهء اقبال آن محيط فيوضات ربانى مىشود هرگاه مجموعهء وقايعى كه بعرض آن مورد الطاف يزدانى ميرسد از باب تسميه مسبب باسم سبب موسوم به سفينهء سليمانىاش خوانند بجاست و بنابرآنكه ناخداى جهاز سليمانى را به اين قليل البضاعه ايزد بخشيده و هيچ ناخدائى بدون امتعه و اسباب به طرف مقصود كشتى خود را لنگر نكشيده پس اگر اين سفينه را نيز به انواع جواهر سوانح و اقمشه بدايع نيكو مشحون و هريك را به تحفهء موسوم ساخته به نظر اكسير اثر رساند رواست .